الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
521
دقائق العلاج ( فارسي )
هفده گرم بادام پوست گرفته در روز اول ، پانزده گرم ملح طرطر در روز دوم و پس از آن خوردن مسهل است و در تبهاى نوبه در روزهاى غير نوبهاى بايد مسهل بخورند و در اوايل مسهل نبايد مانند سقمونيا حرارت زياد داشته باشد و نيازى بفصد نيست . در اين تبها بايد به تبريد بپردازند و بيمار را به قى وادار كنند و اگر ماده به طرف مغز برود بايد تنقيه و با آبهاى معطر شستشو كنند .
--> دنباله پاورقيهاى فصل قبل - بدانكه سنتى كه از براكلسوس ( طبيب يونانى ) درباره تبهاى زيبقى ، كبريتى ، ملحى و يا مركب بر جاى مانده اين است كه بايد اول تربد معدنى و مسهل جامع ( كه ان شاء الله در داروهاى متفرقه ذكر خواهد شد ) به بيمار بدهند و پس از پاك شدن مزاج از ماده ، سفوف حلزون به كار ببرند به اين ترتيب كه حلزونى را كه در جاهاى خراب و بناها پيدا مىشود يك شب در سركه مىخيسانند و بعد گوشت آن را بيرون مىريزند و خودش را خشك كرده مىسوزانند تا سفيد شود و 160 سانتيگرم از آن را در وقت نوبه همراه با روغن گاو مىخورند و لباس كلفتى بر بيمار مىپوشانند تا عرق كند و ان شاء الله بيش از سه روز به اين درمان نيازى نخواهد بود و نيز اين پزشك در همه تبهاى مداوم و ادوارى در وقت نوبه اين دارو را سفارش كرده است : روح الزاج هشتاد سانتىگرم ، نمك افسنتين يكصد و بيست و پنج سانتىگرم ، عرق كاسنى شصت گرم و همه اين داروها را بيكبار بايد نوشيد و اگر بيمار ضعيف باشد از روح الزاج چهل سانتىگرم بايد بخورد . پزشكان اخير پس از كشف جوهر - گنهگنه فقط به همان اكتفا مىكنند و اين داروئى بىنظير است . مؤلف ( ا ع ) - انتيمون ، غوره و آرد براى تبهاى تند خواصى دارند كه در مقاله پنجم در باب مفردات خواهد آمد . مؤلف اعلى الله مقامه